تبلیغات
سه  ماه یکصد هزار  امضا به پارلمان اروپا رهجویان گمنام
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز : جمعه 15 آذر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

جمعه 22 شهریور 1387
چگونه باور کردی ؟

هرگز فکر کردید که چرا ایرانی ها به این باور مرده‌ی قوم یهود ، دامن زدند و پذیرفتند که خداوند آفریننده جهان ماده ، برای معرفی خود اقدام به ارسال یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر نموده که فقط 123999 تای آن ها به مردم سرزمین دیو پرستان تعلق داشته اند و روش ارسال آن ها چنین بوده که در صحرای سوزان عربستان و قبائل چادر نشین ، هر کس و خانواده ای را می دیده ، یک پیامبری برایش می فرستاده است

!

و باور کردیم که خداوند به ابراهیم خلیل الله این اجازه را داده است که در سنین کهولت با کنیز خود همخوابه گردیده و فرزندی را خواستار شود و چنین شد

!

حق بشر در این فرضیه چیست و کجاست ؟

آیا هاجر ، این کنیز درمانده و باسارت مردم غارتگر رفته را حقی از دید خداوند عادل نبوده ؟

 

و در هجرت اجباری تا هاجی شدن و هاج و واج به خدا خیره شدن ، درخواست یاری کردن ها و دویدن ها در صحرای سوزان عربستان ، درمانده فرزند تشنه لب شدن و چشم در چشم مرگ دوخته ، هم آورد خورشید سوزان شدن و برای نجات فرزند چنگ بر زمین انداختن ! که در نگاه متجاوزان به هیچ انگاشته شده ، و کشیدن آب از زمین سوخته را به قدوم مبارک اسماعیل نسبت دادن و این همه بی رحمی و قساوت را ؟

 

چگونه ارزیابی کردی ای ایرانی آزادیخواه و عدالت پیشه ؟

 

بکدام فریب با قوم پلید و متجاوز صحرا هم داستان شدی و غارت را و تجاوز را به خدای بخشنده و مهربان نسبت دادی ؟

هج را حج کردی و راه را کج و بر این کج روی های زشت چه اصرار تلخی می ورزی که مایه سرافکندگی بزرگان و دانایان کشور ، میهن و تاریخ می شوی

!

بر کتابی مهر صحت و سلامت زدی که ریشه اش را نشناختی و نفهمیدی که سخن کتاب تا آن جا که از فارسی به عربی برگردانده شده از محتوائی اعجاز گونه برخوردار است و در دیگر آیات که مشخصا در صحرای عربستان و در جریان حوادث پیش آمده بر آن افزوده گردیده از محتوائی زشت و متجاوزانه برخوردار بوده است

.

آیآتی که بیوه هیجده ساله محمد را محروم از ازدواج مجدد کرده ، به فساد می کشاند

.

آیاتی که حق زنان محمد در نوبت همبستری را ضایع می کند و علنا می گوید محمد وظیفه رعایت عدالت در نزدیکی با همسرانش را ندارد و می تواند فقط در بستر دختر سرخ مو ، سپید پوست و گوشتالود عرب که عربستان را خیره به خانه محمد کرده بود و محمد مرتب ایاتی در زمینه پرهیز مردم از نگاه ها و تمناهای هرزه مردان غارتگر عرب که به حکم خداوند اجازه یافته اند به اقوام و ملل و مردم مذاهب دیگر هجوم برده آنان را غارت کنند ! مردانشان را به بردگی و زنانشان را به کنیزی و فرزندان ایشان را برای تفنن جنسی به بند بکشند

.

شرم نمی کنیم از تصدیق ، چیزی که نشناختیم و نمی شناسیم ؟

به یاد آور شبیخون عرب موش خوار را به سرزمین مادری و اشغال شده ات و شمشیرهائی که به طمع مال و ناموس نیاکانت مردان خوش باور را به کام خود کشید و از کرامت انسانی و رحمت اسلامی بهره مند نگردیدند تا عرب از لذت متمتع گردد و پس از بهره وری عرب از جان و مال و ناموس ایرانی ، بردگان ایرانی فرصت اقرار به شهادتین را درک کردند و زیر بار تازیانه و تمناهای جنسی عرب موش خوار روزگار به سر آوردند و قصه تلخ زندگی را به گور سرد بردند

.

و یاد آور روزگاری که قلتبان های بکتاشی از صوفیان آناتولی ، در هم داستانی با انگلیس و شیوخ شیعه لبنانی ، شیعه را کتابت کردند و ابلیسانه در تلبیس شدند و دین خود را به ظاهری فریبنده به نام ال محمد و چهارده معصوم ، با ضربت چماق بر سرمان ، به ما فرو کردند و مردمی که تا دیروز ادر اسلام و هم داستانی با خلفا راشد زندگی می کردند ، یک شبه شدند دشمن عمر و جشن عمر کشان راه انداختند و بر گرد آتش رقصیدند که عمر عمرو هو هو سگ پدرو هو هو عمر نگو بلا بگو ، سنگ در خلا بگو و اکنون سی سال غارت و چپاول بیگانه و این اشغال زشت که به پشتیبانی فروشندگان مردم و میهن از پس افتادگان تخم و ترکه اعراب از زنا به نام غنیمت و بر چسب اقائی و سیادت حرامزادگان بر مردم ایران و هزاران ننگ و نکبت دیگر که از حوصله خارج است

.

در سحرگاهان که چوبه دار بر پای میداری ، خویشتن را ببین که به مزدوری که رفته ای و آن گاه که سنگ بر صورت هم میهن میزنی ، بیاد آور دختران معصومی را که به حکم شیطان در ایشان آویختی و حجله زفاف‌شان به حلقه طناب دار پیوند زدی و هرگز گمان نکردی که این هم وطن به حکم بیگانه بردار می شود و به جرم روشن بینی

!

گیرم که رضای خدای قوم یهود کاسب شدی ، در روز حساب به کدام سرمایه با خود روبرو خواهی شد ، آن گاه که کتاب ذهن تو به سخن در آید و نهاد پوشیده و کافرت را بر ملا سازد !

توصیف کنم ؟

بگذار و بگذر ، مواظب باش درهای رحمت الله بر تو پوشیده نگردد ! واسطه ای بیاب ! واسطه ای آبرومند نزد الله ، چه کسانی بهتر از عبدالله زادگان قریش ؟ آنان که جان و مال و ناموس مان بر باد دادند و زنان و کودکان مان را وحشیانه مورد تجاوز قرار دادند ، نیزه در شکم کودکان مان فرو کردند ، دختران مان را به بازار مکاره در مدینه محمدی فروختند و مردان مان را به بردگی وادار کردند و از زن و مرد مان تمتع جنسی بردند که عرب از لوط است و لوط از عرب

!

تو در قبائل عرب از حلال و حلال زاده نشان مجوی و از باور بر حق و عدالت ایرانیان قبل از زرتشت آگاهی پیدا کن و جز به راه ادم ، پدر از بهشت رانده مان ، مگو راه حق که همه راه ها از شیطان است و راه یکی ، توبه

!

او

سئوالی که درسایت مرجع متخصصین مطرح کردم ، البته قرار نیست اجازه خروج بگیرد ! بهمین خاطر این جا هم مطرح می کنم ، شاید روشنی ای بدست آید .

شاد و سرفراز بمانید .

نوشته شده توسط علامه ساعت 02:09 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari