تبلیغات
سه  ماه یکصد هزار  امضا به پارلمان اروپا رهجویان گمنام
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز : جمعه 15 آذر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

سه شنبه 1 مرداد 1387
درخواست تعیین گزارشگر ویژه سازمان ملل برای ایران

درخواست تعیین گزارشگر ویژه سازمان ملل برای ایران

بیانیه گزارشگران بدون مرز: در تاریخ ٢٥ تیر ماه گزارشگران بدون مرز با ارسال نامه ای به دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، و تشریح وضعیت آزادی مطبوعات و بیان در ایران، خواهان تعیین گزارشگر ویژه‌ای از سوی سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران شد.

در پی محکومیت جمهوری اسلامی ایران از سوی مجمع عمومی سازمان ملل در تار یخ ٢٥ آذر ماه ١٣٨٦ این مجمع دبیر کل سازمان ملل را مامور تهیه گزارشی در باره وضعیت حقوق بشر در ایران کرد. آقای بانکی مون نیز این ماموریت را به کمیساریای عالی حقوق بشر محول کرد. در این باره گزارشگران بدون مرز با ارسال نامه ای به دفتر این عالی ‌ترین نهاد در امر حقوق بشر، گزارش کاملی از وضعیت آزادی بیان و مطبوعات در ایران را در شش ماهه اول سال میلادی به این نهاد ارائه کرده است.

در این نامه آمده است : " از تاریخ ابراز نگرانی سازمان ملل از وضعیت حقوق بشر در ایران متاسفیم که اعلام کنیم وضعیت آزادی مطبوعات و بیان در ایران وخیم تر شده است. در طی شش ماه گذشته بیش از ٢٠ نشریه توقیف شده است. ١٣ روزنامه‌نگار و وب‌نگار در دادگاه‌های غیر علنی، ناعادلانه و با محروم شدن از حقوق اولیه خود به احکام از شش تا یازده سال محکوم شده‌اند. در همین مدت سازمان ما بیش از ٢٠ مورد احضار و بازجویی و بازداشت را شمارش کرده است."

در بخش دیگری از این نامه خطاب به مسوولان کمیساریای عالی حقوق بشر با تشریح وضعیت روزنامه‌نگاران زندانی نوشته شده است " هم اکنون جمهوری اسلامی ایران با ٧ روزنامه‌نگار زندانی بزرگترین زندان روزنامه نگاران در خاورمیانه است." گزارشگران بدون مرز در این نامه به ویژه از وضعیت دو روزنامه‌نگار کرد عدنان حسن‌پور و هیوا بوتیمار که به مرگ محکوم شده‌اند ابراز نگرانی کرده است.

"مصونیت از مجازات "برای عاملان خشونت و مرگ روزنامه نگاران یکی دیگر از محور های نامه گزارشگران بود که با اشاره به قتل های سیاسی روزنامه‌نگاران ونویسندگان پیروز دوانی، مجید شریف، محمد مختاری، محمد جعفر پوینده، در سال ١٣٧٧در تابستان و پائیز ١٣٧٩، قتل زهرا کاظمی در تابستان ١٣٨٢ و کشته شدن آیفر سورچه روزنامه‌نگار شهروند ترکیه در سال ١٣٨٥ خواهان پیگری گزارشگران سازمان ملل در این باره شد.

آیفر سورچه روزنامه نگار خبرگزاری فرات در مرداد ماه ١٣٨٥ (FHA, Firat Haber Ajansi) به همراه یکی از همکارانش و به هنگام خروج از مرز در منطقه مرزی در شمال غربی ایران (کلیراش در استان آذربایجان شرقی) توسط نظامیان به قتل رسید. خانواده این خبرنگار برای تحویل گرفتن پیکر فرزنداشان به بیمارستان شهر سلماس مراجعه کرده اند، اما مسوولان بیمارستان به آنها گفتند که پیکر دخترشان در اختیار ماموران نظامی ایران است. خانواده آیفر سورچه توسط ماموران انتظامی بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته و سپس به ترکیه بازگرداننده شده اند. جمهوری اسلامی ایران تاکنون به خانواده وی هیچ اطلاعی از چگونگی قتل این روزنامه نگار نداده است.

نوشته شده توسط علامه ساعت 09:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 28 تیر 1387
آخوند،سرمایه،مزدور

عقل و ظن

مهربان

درود بر شما

گویا دم سرد مبارزان آینده بی نام و نشان ، ما را هم دچار افسردگی سیاسی کرد ، گرچه هرگز دوست نداشتم که مبارز سیاسی به حساب آورده شوم و همیشه خواسته ام تا برای « راه » بهتر مبارزه کنم و اکنون نیم قرن تلاش و دست آوردی ناچیز ! 

در دنیائی  این چنین بی رحم و این سیل اخبار و اطلاعات که تماما بر مردم و با حکومت ها پخش می شود و این مردمی که گوش به اخبار استحماریون سپرده از شنیدن سخن از زبان یکدیگر پرهیز می کنند که همه حرف های دنیا در سیطره مشکل ناتوانی در کردن زندگی اشخاص محو و گنگ می گردند .

گوش ها نمی شنوند ، چشم ها نمی بینند و زبان ها گنگ شده اند .

عزیزان فاصله بین فقر و ثروت و حاکمیت اندیشه های خبیث « جحود » و این بازار پر رونق فساد ، رشوه و ربا !

 نازنینان خواهرم و برادرم

گذشتگان و نیاکان ما در ایران باستان در کند و کاوی خستگی ناپذیر توانستند به درون فرزندان آدم از طریق غوطه وری در خود نفوذ کنند .

اندیشمندان در این سیلان و غوطه وری در خود به کشف اسرار عالم خلقت پیروز شدند و چون فرزندان آدم در درجه ای از فهم و درک نبودند تا حقائق به گونه ای روشن برایشان بیان شود ، اسرار را در لفافه راه ( دین ) پیچاندند و به دیگران رساندند .

چه شد که این نیت خیر ، منشاء بروز این صدمات وحشیانه بر پیکره انسانی تاریخ زندگی فرزندان « آدم ، هوا ، شیطان » گردید ؟

روزگاری مردم زمین در ستایش نیروهای برتر و جانشینان خداوند خود آ ، عیب را  نمی شناختند و رفته و رفته ، تنبلی در انسان ها ریشه دواند و تنبل ها به عیب جوئی مشغول شدند و بدنبال راه های راحت تر تهیه لوازم زندگی رفتند و در سایه این خواست پلید که نان بی زحمت چگونه به دست می آید ، بر زمین نقش هائی را می کشیدند و نقشه ها پدیدار شدند .

گفتند روزگاری دو انسان ، یکی نانوا و دیگری ماهیگیر ، با هم زندگی شادمانه ای را می گذراندند ! ماهیگیر روزی دو ماهی می گرفت و نانوا روزی دو نان می پخت ! ماهیگیر یک ماهی به نانوا می بخشید و نانوا یک نان به ماهیگیر ! تا این که نانوا را طمعی پلید در گرفت که اگر چند روزی ماهی نخورم ، چندان سخت نمی شود ، اما اگر ماهیگیر نان نخورد از قوت می افتد و بالاخره به خواسته من تن در خواهد داد و نقشه ای  کشید .

ماهیگیر خسته و سرما زده از دریا بازگشت ، در حالیکه برای شکار دو ماهی نزدیک بود جان خود را از دست بدهد !

نانوا را خواند ، صدائی نیامد ! دوباره و سه باره ! جوابی نیامد ! به خود گفت هر روز نانوا چشم امید به دریا نگاه می داشت تا من بازگردم !

نانوا را چه شده است ؟ نکند برای او اتفاقی افتاده باشد ؟

صدای سرفه نانوا از درون به گوشش رسید و با صدای بلند تر فریاد کرد و نانوا را خواند !

نانوا با عصبانیت آمد چه خبر است ؟ چرا فریاد می کنی ؟

ماهیگیر گفت ماهی گرفتم ، ماهی آورده ام !

نانوا پشت به وی براه افتاد که دیگر ماهی نمی خورم ، همین نان برای سیر کردن من کافی است !

ماهیگیر گفت : اما من !

نانوا گفت این مشکل به خودت مربوط است و به من ارتباطی ندارد و فساد آغاز شد !

چند روز بعد ماهیگیر فقط نان می خورد و هر روز بر تعداد ماهی ها که شکار می کرد افزوده می شد و نانوا هم یک دکان ماهی فروشی باز کرده بود ، اما ماهیگیر فقط نان می خورد و هر روز کمتر از دیروز !

این روند طبیعی شکل گیری جامعه « دیو » هاست و دیوانیان اولین کسانی بودند که برای ذخیره حساب اجبارا به کشف دفتر و دیوان وادار شدند و حساب های دیوانی گشوده شد و این سرآغازی بود بر دائر کردن استثمار و برده داری .

نظام استثمار و استعمار نیازمند دانش استحماری است و دانش استحماری نیازمند یک « مذهب » و « دین » و معرفی « عیوب » و ایجاد بند و  بست های آسمانی ! و در حقیقت «  زر و زور و تزویر » نیازمند فرهنگ سه گانه است و هر یک از این سه که از کار بیفتد ، القائات هر سه « شاخه » بی تاثیر می گردد و ستم موقوف و چنین است که بین « آخوند و سرمایه دار و مزدور » هرگز جدائی حاصل نگشته تا کنون !

یا حق

نوشته شده توسط علامه ساعت 07:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 22 تیر 1387
هشدار به نوجوانان

مهربان

او

درود بر نوجوانان خویشتن خواه و دلاور ایرانی

فرزندان میهن

در پیرامونی این چنین به خواب مرگ فرو رفته ، بر آن شده بودم ، تا ، بدست آمده‌ها از پنجاه سال جستجوی بی وقفه را بی هیچ مزد و منتی در اختیار پدران و مادران شما نوجوانان و جوانان عزیز قرار دهم ، تا ، شاید سردرگمی های نابخردانه‌شان را روپوشی شده ؛ از روپوشیدن برهند و نقاب برفکنده ، دانستنی ها را از ابلیسی که مملکت وجودشان را بتسخیر در آورده تا جائیکه بی اثر و خنثی باشند در کردن زندگی و همین سستی و ناتوانی را برای تو آرزو داشته ، اصرار می ورزند .

اما دریغ از لحظه ای تامل !

عزیزان من

پدران و مادران شما می خواهند تو آنقدر نادان و بی خرد باشی که نفهمی هر چه خوب که به تو می آموزد ، برای خود بد می دانند و هر چه بد که برای تو می پسندند ، نزدشان نیکوست !

از راه های بسیاری سعی در رساندن این پیام کردم که به سعی و تلاش توانسته ام همه دانستنی های لازم درباره « خدا ، خلقت و جهان » را از آن سوی یک تجلی تا فراسوی آفرینش پیدا کنم و نگاه کنم و باشم و هستم ، بر خلاف پدران و مادران شما که هرگز نبوده اند و هرگز نخواهند بود و پیوسته در محلی که هستند ، غائبند و دمی حاضر به سرپیچیدن از دستورهای ابلیس بر ترک محل و بودن در جاهائی ، بی حضور جسم ، نبوده و نیستند .

پدران و مادرانی شناور ، بی هیچ سفینه ای !

همه مردم زمین دست بدست هم داده اند تا قانون گمراهی ، آباد و جاودان بماند و می خواهند تو هم مانند آنان اسیر سفینه ای باشی که فرمانش در دست دیگری و دیگرانی است که در تو خود را پنهان کرده اند و چنان هستند که خواسته هاشان ، خواسته های خود تو ، به تو القا می شود .

فرزندان زمین و ای فرزندان  آدم و فرزندان میهن ، جوانان و نوجوانانی که در بیشه زار خشک و بی طراوت زندگی ، به سرگردانی دعوت شده اید ! دقت کنید !

پدر و مادر دین ناشناس من راهی را برای من برگزیدند که خود حاضر به پیمودن آن نبودند و برای راه نرفتن ، سعی در پربار نشان دادن خود کردند . اوراد و اذکاری را بلغور می کردند که معنای آنرا نمی دانستند و اعتقاد داشتند که در کلماتی که به زبان می آورند ، «  ملکوت ، قدرت و جلال » نهفته است و با تکرار ، توان سحر و جادویش به کار می افتد و به زندگی شکل بهتر و قابل تحمل تری می دهد و ما هر چه صبر کردیم ، تغئیری حاصل نشد ، مگر در جهت سیاهی و تاریکی .

لازم نیست برای شما از « دین و آئین » و رسم و رسوم‌شان و محل پیدایش نگرش‌هاشان سخنی بنویسم که دنباله چنین راهی را گرفتن ، جز سردرگمی و تاریکی نخواهد بود و برای کسانی که بدنبال شناخت و تحقیق هستند ، همین بس که بفهمند در باب « دین » و « خدا » و « آفرینش » چیزهای قابل تاملی بوده و هست که برای درک این تامل کافی است که از تجربه « راه » شناسان واقع نگر استفاده شود و این کوچکترین خدمتگزار فرزندان آدم ، با استفاده از این امکانات ناچیز ، ماحصل پنجاه سال کنکاش و غور در خداوند و خود را بی هیچ چشمداشتی برای  شما بنگارم ، شاید که حق برملا شود و دیو ، رسوا .

اگر اهل قناعت و کم گوئی باشی و خود شناسی را ، سرمایه جاودانه برای زندگی باور داشته باشی ، در خواندن چند صفحه از این نوشته ها حقائقی بزرگ و ساده بر تو نمودار خواهد شد و با شناخت درست است که دین از آسمان به زمین می آید و دینی مردمی می شود که ارزش پیمودن دارد و من همیشه پرهیز کرده ام از رفتن به راه های تاریک و مرموز و سحرآمیز و اعتقادی به مقدسات ندارم ، مگر به چهار ملک مقرب و مقدسی که پاکند و پاک کننده ، از « آتش ، باد ، خاک ، آب » و باور تقدس و پاکی جز بر این چهار فرشته و ذرات بی نهایت‌شان ، باور تاریکی ها و نادانی هاست . هیچ شئ‌ای در این دنیا مقدس نیست و شاید بهتر باشد بگوئیم : همه مخلوقات خداوند مقدسند ، جز فرزندان آدم که باید پاکی را درخواست کنند و برای پاک شدن راه را بپیمایند و گرنه نجس هستند .

باور نکن تا راه شناخته نشده است ، انسانی از فرزندان آدم ، پاکی را تجربه کرده باشد ، مگر به طهارت با آب و در حمام !

چهار فرشته خداوند هر کدام به مسئولیتی فرمان داده شده اند و باور مکن فرشته های شاخدار و بالدار را و همین چهار از « آتش و باد و خاک و آب » فرشته های فرستاده بر آفرینش هستند و بس .

تا همین جا اگر دقت کنی بسیاری از بت ها شکسته شدند و مقدسات فرو ریخت و در سایه ریزش مقدسات ، بندهای اسارت انسان پاره می گردد و یاد بگیر که جز به شکستن بت ها وقت تلف نکنی .

آنان که مقدسات را خلق می کنند و به اشیا و اماکن نیروهای جادوئی نسبت می دهند ، دشمنان خدا و پیروان سحر و جادو هستند و نیت های پلیدی را دنبال می کنند . توجه کنید که امام رضا در مشهد نتوانست یک بمب را خنثی کند تا اجساد زائرینش آن گونه به در و دیوار صحن آویزان نشود ! اما چه تعداد از مردم نادان و ناآگاه و بی خبر از سیاست های پشت پرده بنیانگذاران چنین اماکنی ، آب به آسیاب دشمن می ریزند و اسباب از بین بردن « جان و مال و ناموس » مردم را مهیا می کنند و نسبت های ناروا به مردگان می دهند و در سایه اشاعه این نوع تفکر رابطه تو با خدا را قطع می کنند و به توسل وامی دارند . توسل به یک راهنمای زنده هم نه ! پیروی از راه مردگان !

 برای شناخت روشن بینی کمی توضیح دادم تا زمینه ای باشد برای ادامه و اختصار و گزیده گوئی ، به  شرط گزیده گیری و گزیده شناسی شما عزیزان بزرگوار .

یک نوزاد انسانی که آفریده شده است از یک جسم و یک جان و یک روح دردمند و از بهشت رانده شده و او که به تماشا ایستاده است .

اگر  سیستم جسم و هیکل را اتومبیلی فرض کنیم که دارای یک سیستم فرماندهی و رهبری و هدایت بر این وسیله را در خود دارد .

نوزاد تماما احساس است و تماما در تسخیر « زن » و سرشار از کنجکاوی برای شناخت دور و بر و بسیار خود خواه است و بسیار شیطنت می کند به زبان عامه ، در حالیکه « زن » در جهت کمال فرمانروائی بر هیکل و اجزا سیستم رانندگی این اتومبیل ، از فرمان و دنده و گاز و کلاچ و ترمز و نشانه ها ، به فرمان آفریننده بزرگ ، نه بیشتر و نه کمتر ! که همه ذرات ملائک از آتش و باد و خاک و آب به یاد ، به فرمان او ، آراستگی و رفتارهائی که اگر لغزشی در ذره ای پدیدار شود ، عالم را بسوزاند .

این که آتش از فرمان خدا سرباز زد ، محال است که فرشتگان را اراده و اختیاری نیست و به حکم جبار و در حقیقت « گبار » که به حکم « گبر » به کاری گماره شده اند .

( گبریون ) اعتقاد به خداوند « گبار » داشتند که همه امور عالم بدست اوست و محمد هم که به « روزبه » لقب سلمان داد ، به این خاطر بود که سلمان از عقاید « گبری » خود تعاریفی کرده و محمد به او لقب « سلمان » یعنی تسلیم شده داد و گبرئیل همان جبرئیل است که واسطه خدا و محمد بوده است .

این که در این بحبوحه رستاخیز مردم ایران مدام فریاد میزنم که باید دین را شناخت و اصلاح کرد و زوائد آن را که از وظائف رهبر دوره و زمان بوده در تعطیل اصول دین توسط آخرین وارثان دین باصطلاح آسمانی از پنج اصل پیمودنی و سازنده و واجب بر هر فرد مومن ، اصولی ساقط و بی خاصیت ارائه دادند و تضمین بودن دین را به نظارت خود وابسته اعلام کردند و خود را جویندگان و متفقهان دینی لقب دادند و در این رهگذر سرمایه مالی و انسانی بسیاری بیهوده تلف کردند .

با ذهن های کوچکشان عالم را و آفرینش را تفسیر و تعریف کردند و با چماق نادانی اصرار بر بودن مقدساتی قابل احترام در این عالم کرده و در هر چه ارائه داده اند ، حقیقتی را پوشانده اند و بر هر چه صد علم شان ، توصیف علمی نام گذاشتند و هر چه نامفهوم تر ، درجات علمی شان بلند تر .

عزیزان من ، فرزندان غیرت مند ایرانی و ای کسانی که هنوز سن چهارده سالگی و تکلیف  را درک نکرده اید ، آینده شما جدا از آینده اطرافیان شما نیست ، چه آنانکه پیش روی حیرت زده شما به دام های بلائی که محصول اداره جاهلانه و نابخردانه کشور است می افتند ، پسرانی که به دام اقسام مواد مخدر گرفتار می شوند و دخترانی که بعد از فرار و تجربه سخت ترین روزهای بی کسی ، در پناه ستمگر ترین مردمی که امروز مورد لعن و نفرین شما هستند و فردا شما حسرت خورندگان راه های همین ملعونین و منفورین می شوید و  بدنیال روزنی خواهید گشت تا سری به فساد بزنید و این همه از ترفند های شیطان است و ابلیس که می خواهد همه مردم گناهکار بمانند تا جرات شک و سئوال از ایشان ساقط شود و برای نجات خود از انتقام خدای بخشنده و نامهربان در این دنیا و نه در دنیای دیگر به نذر و زیارت ، خود را بدهکار می کنند و باز هم نتیجه عکس است و نیت ها پلید !

عزیزان من

موضوعی به نام دین پانزده هزار سال است که تاریخ زندگی بشر را در هم نوردیده و ننگین ترین تجاوزات را به خواهران و برادران ، خونی ما که خون انسان در رگ هایشان جریان داشته را به فجیع ترین شکل ممکن ساخته است و خونخواران و خونریزان به پشتوانه خدا از غارت شادمان بازمی گشته اند و از جان و مال و ناموس شکست خوردگان بهره مند و متمتع می شده اند .

به هر حال ریشه این نگرش دینی در تاریخ باید شکافته می شد و دین خالص می شد و زوائد از دین کنار می رفت تا راه روشن و قابل پیمایش و نتیجه بخش باشد .

جوان عزیز و آینده ساز ایران بزرگ

به روشنی نگاه کن ، به ماترک اجداد و نیاکانت که چه برای تو بر جای گذاشتند .

دینی که خود نمی پیمودند و دینی که نشناختند و راهی که نرفتند و هر چه سهل انگاری بیشتر شد ، خرافه و جهل افزوده گردید و امروز شاهد هستید که مردم به چه چیزهای غریبی اعتقاد دارند .

دوستی که از ایران هجرت کرده و سختی های بی شماری را در راه تجربه کرده ، اعتقاد دارد که به کمک عیسی مسیح نجات پیدا کرده و به خداوند عیسی اعتقادی راسخ پیدا کرده !

دوست دیگری که همه عمر خدا با او بوده و از او و خانواده وی حمایت کرده ، همه حمایت های خداوند را به سنگ هائی که بقول امام جعفر صادق ، اسراری را در خود نهفته دارند ، نسبت می دهد و هر کس به نوعی خدا را انکار می کند و سعی در پوشیدن خدا دارد .

آن کسی که مراد و خواسته خود را در دعای توسل می گیرد و بدرگاه بندگان مرده خدا پناه می برد و به خواسته اش می رسد ، غافل است از خدائی که در همه حال نگران فرزند گمراه خود هست .

فرزندان میهن

امروز همه مردم زمین در بی راهه ها و  بیغوله ها سرگردان شده و همه  راه های زندگی نیک و سعادت مند را بر یکدیگر تنگ می کنند و همین روند زندگی است که آینده  شما را رقم می زند .

آنان که طرح مدینه فاضله را به حافظه تاریخ سپرده اند ، گمراهانی بیش نبوده اند که از هیولای تنبلی غافل شدند و شهرنشینی را برای ارضا ذهن به تاراج رفته شان در تامین نیازهای کاهلانه بشر و رواج ارتباطات بقول خودشان نامشروع رواج دادند .

من ماترک همه فرستادگان خدا را ، فاقد مزیت دینی و راهی که قابل پیمایش باشد ، شناختم و همه مردم مدعی پیروی از ادیان آسمانی ، مردمی کافر و پوشاننده حق هستند . این مردم هدایای زیادی به روحانی نمایان و مبلغان مذاهب می دهند تا مکان های پرورش ایشان پربار و پرکار باشد .

مبلغان و وعاظ و مشاهیر از متکلمین ، با پرداخت به شاخ و برگ و غفلت از ریشه و اصول ، در نهایت تفقه به نفی خدا می رسند و چون خدا را نمی بینند ، اعمال شنیع و فاسد را برای خود مجاز و حلال و می شمارند و رفتارهای عادی و اجتماعی  را بر مردم نمی پسندند .

مبلغان مذاهب می دانند که حکم خدا بر ازدواج آسان و اختیار است ، پس حکم خدا را معطل می کنند و روابط آزادی که می تواند منجر به ازدواج و نزدیکی شود را منع می کنند و در سایه این منع از انسان های آزاده و خدا شناس ، مردمی شهوت زده و حسرت زده خلق می کنند که نیت های ناپاکشان ، حریم محارم را هم در می نوردد و کار را به جائی می رساند که راهی جز اندیشه های زشت و وذهنیت های پلید در جسم محارم برای پیروانشان باقی نماند و هر چه انسان ها گناهکار تر ، موقعیت مبلغان مستحکم تر و خرافه و جهل شان مستدام تر و سایه منفور  نیات زشت شان وسیع تر و خواسته هایشان شنیع تر و از همه روشن تر ، همین که در جامعه شاهد آن هستید ، ار اعتیاد و فحشا و درماندگانی که ناموس به نان می فروشند و در چنین جوی ، هنوز دم از دین و اسلام و خدا و مکارم اخلاق و خاصیت های تجاوز و جنایت می زنند و مجرمان را عزیز می دارند .

امروز پدران شما بعنوان ارث برای شما دینی را انتخاب کرده اند که از آن هیچ اطلاعی ندارند . پدران و مادران مقلد و پذیرای اصفات حیوانی بر خویش شده و در جاهلان ، اقرار به نادانی می کنند و در برابر دانایان ، ادعای دانائی های نداشته و توسل به خرافه و ورد و جادو ، تظاهرات جاهلانه از قمه زنی و زنجیر زنی و حمل علامتی که مردم زیادی از انسان های نادان اما عزیز ما را ناکار کرده است .

عزیزان من اگر بخواهم از ادیان سابق خورده بگیرم و بر انحرافات دینی پیش آمده در روند دوران ایمانی ، اشاره کنم از راه باز می مانیم ،  مانند سالهای بسیار طولانی گذشته ای که صرف دعوت به حق و دین خدا کردم و بارها فریاد زدم ، سئوالات دینی خود را بپرسید تا من زنده هستم که تورات زنده منم ، انجیل زنده منم و قرآن ناطق من ، نه به ادعای پیامبری که محمد علمای راه خدا را از پیامبران گرانقدر تر توصیف کرد و انگ پیامبری زدن به من ، برای من اعتباری بحساب نمی آید .

برای آن که از این نوشته بهره ای جانانه برده باشیم دین خدا را که مختصر است و کوتاه برای شما بیان می کنم و حق داوری و انتخاب را به عهده خودتان می گذارم و اگر با من باشید بزودی قدرت های خارق العاده شناخت اذهان غیر و جاسوسی در قلب ها را می شناسید و راه رسیدن به خدا را از شاهراهی روشن و بی زاویه و نهانگاه ، بسیار در دسترس و نه آسمانی و غیر قابل دست یابی .

عزیزان من ادیان آسمانی به درد آسمان نوردان می خورد و بس ،  آن چه که همه مشهورین به فرستاده خدا ، تا کنون از گفتنش عاجز بوده اند و حامل پیامی بوده اند که خود درک نکرده ،به رای عموم گذاشتند و از دوره داود نبی که بنیان تجاوزات دینی مرسوم شد ، رواج دین خدا به زور شمشیر باب شد فساد بر روی زمین ، غیرت قلمداد شد و آشنایان دین خدا می دانند که دین را به زورنمی شود رواج داد و آنانکه دین را به زور رواج دادند ، خود اولین قربانیان ، بی دینی و بد دینی مردم شدند و اسلام نمونه کاملی است از پیوند قبائل غارتگر و راهزن عرب که بر محور بهره مندی از مال و ناموس غیر گرد آمده و به جان انسان ها رحم نکردند .

به هر حال امیدوارم که این پیام من به نوجوانان هفت سال به بالا برسد که شرائط درک راه خدا نیازمند سلسله شناخت هائی است که تا سن تکلیف باید با آن آشنا شوی و در سن تکلیف عمل کنی تا از هیولای « ذهن » آسوده گردی . راه خدا درمان کننده همه دردها و محرومیت های بشری است و من آرزو دارم بار دیگر خورشید حقیقت از آسمان ایران بر دنیا بتابد و مطمئن باشید به شناخت راه حق ، زندگی ، لذت و شادمانی و رضای خدا را تجربه خواهید کرد و از دنیای مردگان به جهان زنده شدگان قدم خواهی گذاشت و با ابزار دین خدا می توانی از همه لذت های زندگی و آرامش و آسایش بهره مند گردی و بر این همه ناامیدی هائی که وجود ملتت را فراگرفته ، کورسوی امیدی روشن کنی و مرحمی شوی زخم های کهنه و ناسور را !

یاحق

 

نوشته شده توسط علامه ساعت 01:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 20 تیر 1387
۱۸ تیر سرفراز

مهربان

درود بر شما

سپاس خدای بزرگ و اهورا که ما را زیاد کرد ، تا با بودن ، دشمن تا دندان مسلح را نا آرام و مشوش کنیم ، چندانکه لشکرهای آماده شان کفاف نداده و به سازماندهی سپاه استانی روی آورند و می رود بودن مردم ، وادارشان کند تا به خدمتگزاران و مزدوران بیگانه پناه ببرند .

کشور در حال سقوط اقتصادی نیازی به توجه در جنگ و ابزار و ادوات جنگی ندارد و تعلیق انرژی هسته ای مطابق با قوانین بین المللی ، کاریست اندیشمندانه و هر چه بیشتر بر کوس ادعای حق مسلم ماست بکوبیم از بهره مندی این نیرو محروم تر می شویم  و روند طبیعی رشد را از دست می دهیم .

رژیمی که به آن رژیم هم نمی  شود گفت ، همین آش شله قلمکاری که معلوم نیست سرش کجا و ته اش کجاست که هر کس در محدوده خود ، عین ولایت فقیه است و حکمش ، فرمان « الله » و « الله » هم حکم آخر که « لا حکم الا لله »، اون بابا هم جانشین الله .

وقتی خدا غاصب و جائر و جابر و نامهربان و متجاوز شود ، همه درها بسته است و تا وقتی جهل و نادانی بر ذهن انسان ها سایه ای از تیره گی برافراشته و در یک کلام تلبیسی که ابلیس را در لباس « الله : کرده  ، خدا می دانیم و احکام خدا هم در محدوده تفکر همین علمای مبلغ مذهبی‌ی شکم باره و زناکاری که بر حوزه دینی بشری حکومت می کنند ، شکل می گیرد ، همه تجاوز ها و جنایات رنگ قانونی و الهی دارد .

نمی دانم از هیجده تیری بنویسم که این غرور و شادمانی بزرگ را برایم به ارمغان آورد و بوجد آمدم از بودن مردم و شراره های آتشین نگاه های کین آلودی که اذهان مزدوران را مشوش می کرد و نگاه ها ، فریاد می کشیدند که ، ای سیاه کاران شب خیز و ای سایه های تاریک و سرگردان و ای بندگان شیطان ، این جا که نشسته اید ، « ایران » است و ایرانیان بزودی لکه های ننگ عربیت را از دامان ایران بزرگ ،  پاک خواهند کرد و آن روز دیر نیست  و ماهم ملت ، « توپ ، تانک ، مسلسل ، دیگر اثر ندارد » هستیم و لشکر کشی های شما برای ترساندن ما معنائی ندارد .

 ما مردم بی تدبیری نیستیم و « وجدان جمعی » مردم ایران بیدار است ، اگر چه گروهی ، خود را بخواب زده اند و دیری نخواهد گذشت که بیدار خواهند شد و سابقه این بیدار شدن در تاریخ ما شماری خارج از حساب دارد و دنیا باید بفهمد که ما مردمی قابل پیش بینی نیستیم .

خدای را سپاسگزاری کنیم که هیجده تیر با بودن انبوه مردمی که به یکی شدن و پشتیبانی فکر می کردند ، با کمترین هزینه و بزرگترین نتیجه ، روز و شب هائی دیگر خواب را بر چشمان دیو حرام کرد و این مردم بودند که رفتند تا با نیروی آگاهی و عملکرد علمی و بروز بازگردند . بامید روزی که اشغالگران کشور روشن بشوند که « هر بیشه گمان مبر که خالیست » .

یاحق

 

نوشته شده توسط علامه ساعت 03:07 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari