تبلیغات
سه  ماه یکصد هزار  امضا به پارلمان اروپا رهجویان گمنام
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز : پنجشنبه 14 آذر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

چهارشنبه 16 مرداد 1387
یعقوب مهر نهاد ، حون یار نهال آزادی

نوشته شده توسط علامه ساعت 07:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 15 مرداد 1387
لحاف که فراموش شد ، ملا اومد

لحاف ملا

مهربان

درود بر شما

درود بر شما مردم ریشه دار تاریخ بشری ! بر شما که از قصه ضحاک ، جز ماری بر دوش هائی این چنین ننگین ندیدید و از اکوان دیو ، دیو سفید و مادر فولادزره ، قلعه سنگ باران ، شاخ ! و عصای موسی را اژدرها و عجب که از ایما و اشاره و استعاره هم بسیار می دانید ! زندگی ما شده است تعجب و تعجبی ، حیرت آور از اوهام و خیالات خام .

روزها می گذرد و ضحاک خون خوار هر روز به خون بیشتری نیازمند می شود که « تنور شکم دم به دم تافتن ، مصیبت بود وقت نایافتن » و گوئی تنور اشکم مقام عظمای رهبری در خوردن خون انسان ها سیری ناپذیر است .

یعقوب مهرنهاد در پی انتقام گیری ناشیانه ، وحشیانه ، ظالمانه ، در بی دادگاهی و به قضاوت « دیو » ی سیه کردار و به دستان پلید ترین جلادان خون آشام خودفروش بردار شد و گوئی سرنوشت مردم ما با « دار » عجین گشته و به خونخوار  وجین .

اعتراضی به مبارزات مردمی و دانشجوئی ، اپوزیسیون داخل و خارج ندارم ، همگان می توانند هم چون گذشته ، به راه های بی راهه خود ، با خون جوانان میهن جلائی ببخشند و رهبرانشان در رویاهای کور خود ، خود را بر تخت کیانی ببیند و جلادان را صف به صف در اختیار که گوئی ، ما باید به همه دشمنانی که دست شان به خون مردم ما آلوده بوده ، احترام بگذاریم ، تا با زاد و ولدی پلید جلادانی این چنین بی رگ و  ریشه برایمان بر جای گذارند که کمر خدمت به بیگانگان را از مادرانِ به کنیزی و غارت رفته به ارث برده اند .

تخم حرامی که سنگ بر انسانی تا شانه در خاک فرو رفته می زند و حرامزاده ای که طناب بر گردن جوان ایرانی می اندازد ، از کدام آبشخور تربیت گرفته و از چه پستانی شیر خورده ؟

دیگر به جلادها هم اعتراضی ندارم و به آنان که با معرفی فرزندان میهن ، به شغل شریف آدم فروشی اشتغال دارند و هر روز به نقابی در می آیند و مشارکت دارند در سرمایه های مادی ای که غارت می شود و جان ها و اموال و نوامیسی که دریده می شود .

برای اولین بار در تاریخ بشری کسانی پیدا شده اند که برای تجاوز و ستم به سیم خاردار هم نیاز ندارند و می کنند آن چه را که می خواهند ، بی هیچ شرمی از نگاه های مردم ؟! که ملت بی پیشینه ، که نه امت بودنش معلوم است و نه ملت بودنش و نه ریشه و عقیده اش !

دانشمندان سیاسی ، از نوع روشن فکری و پیشر و چه تاریک اندیشان و مرده پرستان کمونیست خواه ! نیک می دانند که ایران حداقل از زمان حضور برادران « شرلی » تا امروز دارای حکومت مستقل و غیر دست نشانده ای نبوده است و هیچ تحلیلی از این نظریه نمی دهند !

ما ایرانیان هنوز نفهمیده ایم که ما را به حکومت هائی آلوده اند که هر کدام ناقض برنامه ریزی حکومت قبلی خواهند بود و درک نکرده اند که ارزش « رنسانس » به بیرون رفت غرب از بی برنامگی و احترام به برنامه ریزان گذشته بوده است و نه به از میان رفتن تعالیم و احکام و قدرت سیاه کلیسا !

یک تحلیل سی ساله نداریم و این کوچک ترین خدمتگزار نادان شما بدنبال تحلیل و تفسیر ششصد ساله می  گردد ! زهی خیال باطل ! و امت جاهل ! 

در همه این سی سال هجومی از طرف جهان غرب به ایران را ندیده ام ، مگر این که در پشتیبانی و حمایت از این حاکمیت بیگانه ! هزار بار گفتم که ما انسان ها وارونه بین هستیم و برای درک حقائق باید شنیده و دیده هایمان را بر عکس کنیم ، خصوصا این شدت عکس کردن وعده ها در جامعه شیاطینِ کامل تر و بچه شیطان هائی آگاه تر باید بیشتر باشد .

امریکا و غرب تا کنون با جنگ افروزی های خود ، توسط عوامل دست نشانده و این چنگ و دندان هائی که به هم نشان می دهند « تو اونور جوب من اینور ، فحش میدم ، فحش میستونم ، پیرهن دونه دویست تومن » که اکنون ششصد سال از سابقه سردش بر زمین می گذرد و هر روز در صورتی کامل تر خودنمائی می کند .

براستی بعد از « اسرائیل + عراق + افغانستان + عربستان + امارات + سوریه + فلسطین + مصر + اردن + و ......... » کدام کشورها برای تامین قدرت دفاعی مشتری خرید اسلحه از کارخانه های اسلحه سازی جهان مانند « امریکا » و « روسیه » و نوچه چوچوله هائی مثل کشورهای اروپائی و آسیائی از چین و هند ! عزیزان ، ما مردم زمین و مؤمن و معتقد که ایمان داریم خداوند 123999 پیامبر فرستاده است از بعد « آدم » تا ما به صدها هزار فرقه و گروه تقسیم شویم و به جنگ و ستیز بگذرانیم تا غول سرمایه در گردش باشد و کارخانه های اسلحه سازی در رونق !

بله امریکا امروز که به بن بست ضعف حکومت ایران بعنوان یک قدرت نظامی در منطقه آسیا برای ادامه جنگ سرد پی برده است در حرکتی مکارانه ، روسیه را هم دشمن اعلام می کند تا کفه قدرت جهانی به تعادل در آید .

همه نگرانی های جامعه استعماری فروپاشی شوروی سابق بود به نحوی که از کفه قدرت روسی در جنگ سرد اروپائیان را خارج کرده و کسر آن را از مردم آسیا تامین کند و تعادل برقرار گردد .

عراق ، ایران و افغانستان می توانند در رویکردی جدید با روسیه هم پیمان شوند و شمال خلیج فارس را در چنته قدرت داشته باشند و جنوب خلیج زیر نظر « اسرائیل پنهان » در دستان مردم عرب باشد .

مردم خاورمیانه که از نظر ایده ئولوژی سرآمد تکثر و تعداد هستند می توانند قدرت های خونخوار بالقوه را ایجاد کنند که در زمان و مکان لازم به فعل در آیند و با نسل کشی ، هم به مردم زنده کمک کنند که : « هر گلوله ای که بر سینه ای شرر افشاند ، غنیمت است که دنیا بهشت خواهد شد » و هم تامین کنند اضطراب تهاجم و غارت و غنیمت را تا غرب در امن و یکپارچگی برایمان اسلحه بسازند و ما را امیدوار کنند که هنگام خشم و فشار دندان ها بر روی هم بتوانیم شنیع ترین جنایات انسانی را رقم بزنیم تا مدافعان حقوق بشری مان ، ژست بشردوستانه بگیرند و در این رهگذر خام و عوامانه ، خود و دیگران را خوراک اخبار جهانی کنند .

یعقوب مهر نهاد فعال حقوق بشر سحرگاه دیروز در زاهدان اعدام شد !

نوشته شده توسط علامه ساعت 09:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 13 مرداد 1387
بعثت امت اسلامی بازیابی هویت مسلمانان است

عضو حقوقدان شورای نگهبان:
مهربان

درود بر شما

به این آدرس رفتم و با این مطلب برخورد کردم و نظر زیر را برایشان ارسال کردم .

آگاهان نیک می دانند که روشن کردن راه نیازمند فلسفه است و فلاسفه مقهور قدرت جهل و خرافه و درمانده تزویر و نقاب . عین کپی نظر با تصحیح یکی دو غلط املائی .

مهربان

درود بر شما

عضو حقوق دانی که بعد از سال ها تحصیل به این درک نرسیده است که منظور از امت اسلامی ، سخن از یک میلیارد و اندی مسلمان است که به عدد ایشان اسلام در جهان به منصه ظهور رسیده است و هیچ دو مسلمان را نخواهی یافت که هم عقیده و مرام باشند که فاقد عقیده و مرامند .

و اما بعثت در راه خدا ، راهی است که به امید به آفرین بزودی در ابنا بشر نسج می گیرد و ظاهر می گردد .

اگر باور کنیم که کافر در تفسیر کسی است که نقاب به چهره زده آن می نماید که نیست ، عینا شبیه خود شما خواننده این سخن که خدا را در منافع شخصی خلاصه کرده و راه به شیطان تسلیم کرده و از نشانه ها و آیات تسلیم شدگان به شیطان ان که به تلبیس ، ابلیس در لباس خدا فرو کرده و مردم را به راه وی دعوت می کنند و تو ای خواننده این سخن که کمر همت بر محو و نابودی خدا بسته  و به جیفه دنیا دل خوش کرده ای و غافل بوده ای از خداوندی که روزی را ضمانت کرده به اصراف نکنید .

در راه بلع آتش از خود جهد نشان می دهید و در تائید ابلیس که منظور آن است که در لباس دیگری فرو رفته و « صم ، بکم ، عمی فهم لایرجعون » که لال هستید از پشتیانی حق و کر می شوید در شنیدن سخن حق و کور شده اید از دیدن حقایق و از راهی که می روید باز نخواهید گشت . بی نقاب ظاهر نتوانید شدن .

بعثت اسلامی به زعم حقوق دانان حق ضایع کن و ناحق فریاد کن آن است که بین بشر و خداوند فاصله بیندازیم و اربابان واسط و هائلی بین خود و خدائی که از رگ گردن به ما نزدیک تر است بکشیم که ما پیروان پیامبری هستیم که محروم بوده است از ارتباط با خدا و در مسیر ارتباط به خدا خود نیازمند واسطه ای به نام « گبرئیل » که مردی از سرزمین « گبریون » بود .

وی در زمانی که دستگاه حاکمه در ایران در تسلط مبلغین منحرف زرتشتی و احکام من در  آوردی در به انحصار کشیدن دانش « دیوانی » علم را مختص گروه معدودی از هم راهان و غارتگران خود فرض واجب کرده و دهقان و دهقان زاده ایرانی را محروم می کرده اند  از دانش و دانائی ، تا دیو جهل و خرافه رواج داده استوار بماند  . بنام خدا به پرستش ابلیس دعوت کنند و هزاروپانصد سال تباهی و فقر ، قلاکت و بیماری و عقب ماندگی و درماندگی را نصیب مردمی بزرگ ، با راهی بزرگتر که جز خداوند خدا در آن ستایش نگردیده بود و مردم جز به راه شادمانی و نیکی تشویق نشده بودند و حقیقت راه چون روز بر مردم آشکار بود ، بنمایند .

بعثت اسلامی آن است که روابط عادی اجتماعات را مختل کنیم و فاصله بیندازیم بین زن و مرد ، دختر و پسر تا امت در آتش شهوت سوزان شود و اذهان در رسیدن به ارضا از محرم و نامحرم پرهیز نکند و هم جنس گرائی رواج داده شود و تجاوز به محارم و نزدیکان !

از کدام نیت مفسدانه بعثت اسلامی سخن بگویم که برای ملت لال و کر و کور ، همان به که زبان در کام کشیم که جاهل به فقر علمی خود غیور است و فرمان زبان بریدن داده است .

او

بعثت امت اسلامی بازیابی هویت مسلمانان است رسا، سرویس سیاسی ـ عضو حقوقدان شورای نگهبان با اشاره به ویژگی های بعثت امت اسلامی گفت: حرکت و خیزش جهان اسلام و استفاده از همه توانمندی ها، وظیفه فرهیختگان و نخبگان جامعه اسلامی است.


حجت الاسلام والمسلمین عباس كعبی، عضو حقوقدان شورای نگهبان در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت بعثت امت اسلامی در دوران کنونی، دوره های تاریخی مدیریت و رهبری در اسلام را پنج مرحله عنوان کرد و گفت: اولین مرحله از رهبری در اسلام، مربوط به بنیان گذاری و تأسیس حکومت اسلامی و همان دوران نبوت پیامبر(ص) است.
وی در ادامه افزود: پایداری و مقاومت به منظور حفظ میراث اسلام، دومین مقطع تاریخی در رهبری جهان اسلام است که این نقش به عهده ائمه اطهار(ع) بوده و پس از ایشان، بر عهده مراجع و علمای شیعه قرار داده شده است.
حجت الاسلام و المسلمین کعبی، دوران پس از انقلاب صنعتی یا رنسانس را، دوران بیماری مدیریت و رهبری در جهان اسلام دانست و گفت: در این مقطع زمانی، نوعی خودباختگی و وازدگی در بین نخبگان و روشنفکران جامعه به وجود آمد و آنها برای حل مشکلات جهان اسلام، دست به دامان افکار و عقاید وارداتی از غرب شدند.
وی با بیان این که، مرحله چهارم تاریخ اسلام در عرصه رهبری، دوره مصلحان و احیاگران است، اظهار داشت: اوج مرحله بیداری جهان اسلام، پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) است که پس از آن، رویکرد رهبری اسلامی وارد فاز جدیدی شد.
عضو حقوقدان شورای نگهبان ادامه داد: تجدید بنای اسلام بر مبنای مکتب اهل بیت(ع) و ایجاد زیرساخت های توسعه فراگیر بر اساس این مکتب، از اتفاقات بسیار مهمی است که پس از نهضت اسلامی امام راحل(ره) شکل گرفته و جهان امروز را در آستانه یک تحول جدید قرار داده است.
وی همچنین خاطر نشان کرد: امروز مکتب تشیع، دارای یک حکومت اسلامی و رهبری فقیهانه است و باید با استفاده از همه ظرفیت های موجود و بسیج همه امکانات، یک دولت نمونه و صالح را در جهان مطرح و به بشریت معرفی کند.
حجت الاسلام و المسلمین کعبی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری درباره بعثت امت اسلامی تأکید کرد: امروز روز خیزش جهان اسلام و بازیابی هویت اسلامی بر مبنای مکتب اهل بیت(ع) است و باید تمدنی مبتنی بر توحید و اسلام گرایی در جهان شکل بگیرد.
وی در ادامه افزود: حرکت و خیزش جهان اسلام و استفاده از همه توانمندی ها، وظیفه فرهیختگان و نخبگان جامعه اسلامی است و آنها متصدی این امر هستند.
این عضو شورای نگهبان در پایان تصریح کرد: با تبیین هویت اسلامی و نقش رهبری در اسلام و همچنین ترویج وحدت اسلامی می توان قدرت بالقوه جهان اسلام را بازتولید کرده و تفکر خیزش و بعثت جهان اسلام را در همه کشورهای اسلامی منتشر کرد.

 


انتهای خبر // خبرگزاری رسا //www.rasanews.com
نوشته شده توسط علامه ساعت 09:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 12 مرداد 1387
گبرئیل

صواب

مهربان

درود بر شما

وقتی بدنیا آمدم ، به عربی کلماتی در گوشم بلغور کردند که نه من فهمیدم و نه گوینده سخن . از کلماتش جیزی نمی دانست ! فقط می دانست که « صواب » دارد و نمی دانست که « صواب » دارد یعنی چه ! گاه صواب را با برکت جابه جا می کردند و باز نمی دانستند برکت چیست ! اما باور کرده بودند که برکت یعنی زیاد شدن و گذشت تا با پرچم ها و بیرق های سیاه آشنا شدم و روزهای مرگ و عزا و بلندگوئی هائی که به زبان عربی کلمات را بلغور می کردند و در سایه پادشاه اسلام پناه زندگی را آغاز شد !

مسلمان بودیم و نمی دانستیم که مسلمان بودن یعنی چه و نماز خواندیم و نمی دانستیم نماز خواندن یعنی چه و وردهائی را آموختیم که نمی دانستیم یعنی چه و قرآن می خواندیم و نمی دانستیم قرآن یعنی چه و بسیار در ندانستن ها درمانده بودیم و هر سئوالی که می کردیم ، خط قرمزی بدور آن می کشیدند و بسیار شنیدیم که ما موجودات پست و بی مقدار زمینی نباید در مورد انسان‌هائی از تبار عرب و جحودی که تاریخ از ننگ وجودشان به رنگ خون در آمده ، تحقیق و کنکاشی کنیم و باید بپذیریم و این پذیرش نامش « ایمان » است و مومنین کسانی هستند که سئوال نمی کنند و شک نمی کنند و اگر خواندند که امام زمان از ران مادرش بدنیا آمده و برای بدنیا آوردنش « ماما » از  آسمان فرستاده شده و از زندگی اش هیچ نشانی باقی نمانده ، در پنج سالگی در چاه فرو رفته ، باور می کنند و هرگز سئوال نمی کنند که ..................

با ایمان بزرگ شدم و در رهگذر زندگی و مجاهدت با نام دکتر شریعتی و خمینی آشنا شدم و در کتاب هائی که نباید از معنا و بارشان سئوالی می کردم غرق شدم و بیست و دو سال گذشت ، شاهنشاه اسلام پناه رفت و خمینی اسلام خواه آمد ، در حالی که نمی دانست اسلام ، خوردنی است یا بردنی و اسلام را برد !

این سخن « برد » دارای بار معنائی و تفسیر است و مهم اصل « برد » است . خمینی که اسلام را برد ، من اسلام را باختم و خمینی که اسلام را برد ، قفل و بند از من باز شد و همه خطوط قرمز را در نوردیدم ، هر جا که پا گذاشتم اثری از رد پای خدا آن جا بود و به خود آمدم دیدم در دوران « ایمانی » انسانی بوده ام « حیوانی » .

 آن حیوان جاهل و نادانی بودم که باور کردم خداوند بی نیاز برای دفع نیاز خودنمائی ، به ارسال یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر درمانده و ناتوانی که جز به خونخواری و جنایت  اجباری نیافتند و در این مسیر جز ننگ و نکبت برجای نگذاشتند ، قیام فرموده .

 پیام آورانی که سلاح برنده‌شان ، خدا بود که در ناپیداها حکم بر تائید جنایات می داد و مؤید این احکام « ذهن » پیامبرانی که برجسته ترین و کامل ترین آن ها « محمد » ، از حق ارتباط با خدا محروم بود و واسطه بین خود و خدا را شخص « گبرئیل » معرفی کرد که مردی از سرزمین مردم مؤمن به « جبر سرنوشت » که باور داشتند : « این جهان کوه است و فعل ما ندا ، سوی ما آید نداها را صدا » وباور داشتند  پیشانی نوشت و محتوم بودن سرنوشت را !

« جبریون » در باور پیشانی نوشت ، بر این عقیده بوده اند که :

(« خداوند خدا در نهاد خلقت چنین برنامه نویسی کرده است که : هر پندار و گفتار و کردار ما مانند ، فرمانی است که یک کاربر رایانه از طریق کی‌بورد به سیستم خود منتقل می کند و در پی هر فرمانی ، برنامه ای را به حرکت در می آورد و حرکت نرم افزارها همان ، عکس العمل هائی است که طبیعت بر سر راه زندگی مردم قرار می دهد که قضا و قدر هم نامیده شده است و امور خارج از اراده، خواست و پیش آمد را به« جبر خداوندی » نسبت می داده اند و برای اتفاقات خوب و بد نایب و جانشینی بر خداوند فرض کرده و گردش امور عالم را در دستان خلفاء خدا باور داشته اند . »)

« گبر » ها باور کرده بودند که خداوند در یک تجلی هستی را آفریده ، به نواب خود سپرده و به عالم تجرد بازگشته است و بزرگی از آن اوست که جز در خویشتن خویش نیست که از یک تجلی چنین آتش عظیمی ( بیگ بنگ ) هستی را سبب شد که اگر بیش از یک تجلی به خویش نگریسته بود خود نیز به آتش عشق خویش ، بر خاکستر خویش فرو گشته ، خلقی پدیدار نمی گشت !

پیامبران اسرائیل مردمی از سرزمین « دیوا پرستان » ، لعنت و دور کرده شده بودند که در بیابان ها به راهزنی و غارتگری اشتغال داشته اند . مردمی چادر نشین که به زعم پیروان‌شان ، خداوند در بیش از یک تجلی برای تک تک مردمشان پیامبری می فرستاده و در همه تاریخ این قوم و افرادش را به راه راست هدایت می فرموده و در حقیقت آب در هاون می کوبیده و خاتم پیمغبرانش که از محدوده بنی اسرائیل خروج کرده ، امتی را پدید آورده که همه راه و دین‌شان اثبات وجود پیامبرانی است که همت‌شان اشاره به « خدا » بوده است و در این راه از امامان و امامامزادگان بی شمار و نسل و نتیجه ای روز افزون بهره گرفته اند که نمونه های بارز آن برای مردم ما سید ابوالحسن بنی صدر بود و امام و جانشین برحقش که ولی مطلق خداوند بر روی زمین است اما از خدای بری و با خدا کاری ندارد .

 همت او بر شناساندن دوازده امام تشیع صفوی و اثبات پنج و چهارده است که خداوند نشانه اش را در دستان انسان کارسازی کرده که از پنج انگشت و چهارده بند تشکیل شده !

 از خدا آثار و نشانه ای به این قوم نرسیده است ، اما بسیار افراد و اعمال را به خدا نسبت می دهند و چون از خدای‌شان می پرسی ، اثری از وی نمی یابند و « جبراً » برای خود خدائی زیبا روی با دستانی قدرتمند و پاهائی بلند که در لحظه می تواند در ذهن انسان های ناسپاس محدود شده و سخن ها را بشنود و اعمال را ببیند و خدای ایشان بیشتر جادوگر است تا دانشمند ! خداوند نابخشنده و نامهربان !

خدای را چنان باور دارند که بر مردگان خود عزا می گیرند و حکم آزادی و رهائی که با مرگ امضا می شود را مذموم می شمارند و گاه بر خدا اعتراض می کنند که چرا ؟

ایرانیان هم چون کوروش بزرگ بر این باور بوده اند که مرگ ، حکم آزادی بندگان است از تبعید و فراخوانی ، از خداوند در بازگشت به زادگاه و میهن اصلی و خاتمه ای بر اجبار تحمل جسم و رنج ! و بر رفتگان خویش لباس سپید به تن می کرده اند و ورود « مرده » خویش به بهشت را جشن می گرفته اند .

پرستندگان دیوا و پیروان ابلیس ، بر « رفتگان » خویش عزا می گیرند و می دانند که به جای خوبی نرفته است و بیشتر که از حوصله خارج است و این مردم نخواهند فهمید و سپاس نخواهند گذاشت ، این هستی را به شادمانی و سرور و ستایش .

اگر تا این جا همراه بوده ای عزیز ، از تو سپاس گزارم و بدان که داغ ایران به جگر دارم و این مردم مرده پرست ، بیگانه جو و خودکم بین که بدریوزه به درگاه مکتب های سرخورده پناه می برد و این روزگار که بار دیگر در روزهای اوج مبارزات مردم ایران بر علیه ستم و غارت که نوید پیروزی از در و دیوار کشور و از سر و روی مردم می بارد و این تضاد دوباره بین راه ایرانی و مردم ایران !

آیآ باید خود را برای مبارزه ای دیگر و علیه ستمگرانی دیگ آماده کنیم و سی سال گرفتار تعصبات جدید ، وردها و خرافه هائی در قالب هائی نوین ؟

میلی به نوشتن ندارم .

او

 

نوشته شده توسط علامه ساعت 08:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari