تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
سایت تخصصی دانلود کرک نرم افزار
وزارت امور خارجه-پل اطلاعاتی ایران و آمریکا
شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایران
کانون زنان جامعه ایرانیان متحد
یادداشت های یک زندانی فراری (-)
گروه های وب لاگ نویسان مبارز (-)
نشست گاه وب لاگ نویسان مبارز (-)
نام نویسی در سایت مرجع متخصصین (-)
اطلاعات جامع ایران و تهران (-)
پایگاه وب مرکز امور زنان و خانواده رئیس جمهور (-)
دانلوید ویندوز مدیا پلایر یازده (-)
پخش زنده شبکه های تلویزیونی (-)
لحاف ملا
مهربان
درود بر شما
درود بر شما مردم ریشه دار تاریخ بشری ! بر شما که از قصه ضحاک ، جز ماری بر دوش هائی این چنین ننگین ندیدید و از اکوان دیو ، دیو سفید و مادر فولادزره ، قلعه سنگ باران ، شاخ ! و عصای موسی را اژدرها و عجب که از ایما و اشاره و استعاره هم بسیار می دانید ! زندگی ما شده است تعجب و تعجبی ، حیرت آور از اوهام و خیالات خام .
روزها می گذرد و ضحاک خون خوار هر روز به خون بیشتری نیازمند می شود که « تنور شکم دم به دم تافتن ، مصیبت بود وقت نایافتن » و گوئی تنور اشکم مقام عظمای رهبری در خوردن خون انسان ها سیری ناپذیر است .
یعقوب مهرنهاد در پی انتقام گیری ناشیانه ، وحشیانه ، ظالمانه ، در بی دادگاهی و به قضاوت « دیو » ی سیه کردار و به دستان پلید ترین جلادان خون آشام خودفروش بردار شد و گوئی سرنوشت مردم ما با « دار » عجین گشته و به خونخوار وجین .
اعتراضی به مبارزات مردمی و دانشجوئی ، اپوزیسیون داخل و خارج ندارم ، همگان می توانند هم چون گذشته ، به راه های بی راهه خود ، با خون جوانان میهن جلائی ببخشند و رهبرانشان در رویاهای کور خود ، خود را بر تخت کیانی ببیند و جلادان را صف به صف در اختیار که گوئی ، ما باید به همه دشمنانی که دست شان به خون مردم ما آلوده بوده ، احترام بگذاریم ، تا با زاد و ولدی پلید جلادانی این چنین بی رگ و ریشه برایمان بر جای گذارند که کمر خدمت به بیگانگان را از مادرانِ به کنیزی و غارت رفته به ارث برده اند .
تخم حرامی که سنگ بر انسانی تا شانه در خاک فرو رفته می زند و حرامزاده ای که طناب بر گردن جوان ایرانی می اندازد ، از کدام آبشخور تربیت گرفته و از چه پستانی شیر خورده ؟
دیگر به جلادها هم اعتراضی ندارم و به آنان که با معرفی فرزندان میهن ، به شغل شریف آدم فروشی اشتغال دارند و هر روز به نقابی در می آیند و مشارکت دارند در سرمایه های مادی ای که غارت می شود و جان ها و اموال و نوامیسی که دریده می شود .
برای اولین بار در تاریخ بشری کسانی پیدا شده اند که برای تجاوز و ستم به سیم خاردار هم نیاز ندارند و می کنند آن چه را که می خواهند ، بی هیچ شرمی از نگاه های مردم ؟! که ملت بی پیشینه ، که نه امت بودنش معلوم است و نه ملت بودنش و نه ریشه و عقیده اش !
دانشمندان سیاسی ، از نوع روشن فکری و پیشر و چه تاریک اندیشان و مرده پرستان کمونیست خواه ! نیک می دانند که ایران حداقل از زمان حضور برادران « شرلی » تا امروز دارای حکومت مستقل و غیر دست نشانده ای نبوده است و هیچ تحلیلی از این نظریه نمی دهند !
ما ایرانیان هنوز نفهمیده ایم که ما را به حکومت هائی آلوده اند که هر کدام ناقض برنامه ریزی حکومت قبلی خواهند بود و درک نکرده اند که ارزش « رنسانس » به بیرون رفت غرب از بی برنامگی و احترام به برنامه ریزان گذشته بوده است و نه به از میان رفتن تعالیم و احکام و قدرت سیاه کلیسا !
یک تحلیل سی ساله نداریم و این کوچک ترین خدمتگزار نادان شما بدنبال تحلیل و تفسیر ششصد ساله می گردد ! زهی خیال باطل ! و امت جاهل !
در همه این سی سال هجومی از طرف جهان غرب به ایران را ندیده ام ، مگر این که در پشتیبانی و حمایت از این حاکمیت بیگانه ! هزار بار گفتم که ما انسان ها وارونه بین هستیم و برای درک حقائق باید شنیده و دیده هایمان را بر عکس کنیم ، خصوصا این شدت عکس کردن وعده ها در جامعه شیاطینِ کامل تر و بچه شیطان هائی آگاه تر باید بیشتر باشد .
امریکا و غرب تا کنون با جنگ افروزی های خود ، توسط عوامل دست نشانده و این چنگ و دندان هائی که به هم نشان می دهند « تو اونور جوب من اینور ، فحش میدم ، فحش میستونم ، پیرهن دونه دویست تومن » که اکنون ششصد سال از سابقه سردش بر زمین می گذرد و هر روز در صورتی کامل تر خودنمائی می کند .
براستی بعد از « اسرائیل + عراق + افغانستان + عربستان + امارات + سوریه + فلسطین + مصر + اردن + و ......... » کدام کشورها برای تامین قدرت دفاعی مشتری خرید اسلحه از کارخانه های اسلحه سازی جهان مانند « امریکا » و « روسیه » و نوچه چوچوله هائی مثل کشورهای اروپائی و آسیائی از چین و هند ! عزیزان ، ما مردم زمین و مؤمن و معتقد که ایمان داریم خداوند 123999 پیامبر فرستاده است از بعد « آدم » تا ما به صدها هزار فرقه و گروه تقسیم شویم و به جنگ و ستیز بگذرانیم تا غول سرمایه در گردش باشد و کارخانه های اسلحه سازی در رونق !
بله امریکا امروز که به بن بست ضعف حکومت ایران بعنوان یک قدرت نظامی در منطقه آسیا برای ادامه جنگ سرد پی برده است در حرکتی مکارانه ، روسیه را هم دشمن اعلام می کند تا کفه قدرت جهانی به تعادل در آید .
همه نگرانی های جامعه استعماری فروپاشی شوروی سابق بود به نحوی که از کفه قدرت روسی در جنگ سرد اروپائیان را خارج کرده و کسر آن را از مردم آسیا تامین کند و تعادل برقرار گردد .
عراق ، ایران و افغانستان می توانند در رویکردی جدید با روسیه هم پیمان شوند و شمال خلیج فارس را در چنته قدرت داشته باشند و جنوب خلیج زیر نظر « اسرائیل پنهان » در دستان مردم عرب باشد .
مردم خاورمیانه که از نظر ایده ئولوژی سرآمد تکثر و تعداد هستند می توانند قدرت های خونخوار بالقوه را ایجاد کنند که در زمان و مکان لازم به فعل در آیند و با نسل کشی ، هم به مردم زنده کمک کنند که : « هر گلوله ای که بر سینه ای شرر افشاند ، غنیمت است که دنیا بهشت خواهد شد » و هم تامین کنند اضطراب تهاجم و غارت و غنیمت را تا غرب در امن و یکپارچگی برایمان اسلحه بسازند و ما را امیدوار کنند که هنگام خشم و فشار دندان ها بر روی هم بتوانیم شنیع ترین جنایات انسانی را رقم بزنیم تا مدافعان حقوق بشری مان ، ژست بشردوستانه بگیرند و در این رهگذر خام و عوامانه ، خود و دیگران را خوراک اخبار جهانی کنند .
یعقوب مهر نهاد فعال حقوق بشر سحرگاه دیروز در زاهدان اعدام شد !
عضو حقوقدان شورای نگهبان: درود بر شما به این آدرس رفتم و با این مطلب برخورد کردم و نظر زیر را برایشان ارسال کردم . آگاهان نیک می دانند که روشن کردن راه نیازمند فلسفه است و فلاسفه مقهور قدرت جهل و خرافه و درمانده تزویر و نقاب . عین کپی نظر با تصحیح یکی دو غلط املائی . مهربان درود بر شما عضو حقوق دانی که بعد از سال ها تحصیل به این درک نرسیده است که منظور از امت اسلامی ، سخن از یک میلیارد و اندی مسلمان است که به عدد ایشان اسلام در جهان به منصه ظهور رسیده است و هیچ دو مسلمان را نخواهی یافت که هم عقیده و مرام باشند که فاقد عقیده و مرامند . و اما بعثت در راه خدا ، راهی است که به امید به آفرین بزودی در ابنا بشر نسج می گیرد و ظاهر می گردد . اگر باور کنیم که کافر در تفسیر کسی است که نقاب به چهره زده آن می نماید که نیست ، عینا شبیه خود شما خواننده این سخن که خدا را در منافع شخصی خلاصه کرده و راه به شیطان تسلیم کرده و از نشانه ها و آیات تسلیم شدگان به شیطان ان که به تلبیس ، ابلیس در لباس خدا فرو کرده و مردم را به راه وی دعوت می کنند و تو ای خواننده این سخن که کمر همت بر محو و نابودی خدا بسته و به جیفه دنیا دل خوش کرده ای و غافل بوده ای از خداوندی که روزی را ضمانت کرده به اصراف نکنید . در راه بلع آتش از خود جهد نشان می دهید و در تائید ابلیس که منظور آن است که در لباس دیگری فرو رفته و « صم ، بکم ، عمی فهم لایرجعون » که لال هستید از پشتیانی حق و کر می شوید در شنیدن سخن حق و کور شده اید از دیدن حقایق و از راهی که می روید باز نخواهید گشت . بی نقاب ظاهر نتوانید شدن . بعثت اسلامی به زعم حقوق دانان حق ضایع کن و ناحق فریاد کن آن است که بین بشر و خداوند فاصله بیندازیم و اربابان واسط و هائلی بین خود و خدائی که از رگ گردن به ما نزدیک تر است بکشیم که ما پیروان پیامبری هستیم که محروم بوده است از ارتباط با خدا و در مسیر ارتباط به خدا خود نیازمند واسطه ای به نام « گبرئیل » که مردی از سرزمین « گبریون » بود . وی در زمانی که دستگاه حاکمه در ایران در تسلط مبلغین منحرف زرتشتی و احکام من در آوردی در به انحصار کشیدن دانش « دیوانی » علم را مختص گروه معدودی از هم راهان و غارتگران خود فرض واجب کرده و دهقان و دهقان زاده ایرانی را محروم می کرده اند از دانش و دانائی ، تا دیو جهل و خرافه رواج داده استوار بماند . بنام خدا به پرستش ابلیس دعوت کنند و هزاروپانصد سال تباهی و فقر ، قلاکت و بیماری و عقب ماندگی و درماندگی را نصیب مردمی بزرگ ، با راهی بزرگتر که جز خداوند خدا در آن ستایش نگردیده بود و مردم جز به راه شادمانی و نیکی تشویق نشده بودند و حقیقت راه چون روز بر مردم آشکار بود ، بنمایند . بعثت اسلامی آن است که روابط عادی اجتماعات را مختل کنیم و فاصله بیندازیم بین زن و مرد ، دختر و پسر تا امت در آتش شهوت سوزان شود و اذهان در رسیدن به ارضا از محرم و نامحرم پرهیز نکند و هم جنس گرائی رواج داده شود و تجاوز به محارم و نزدیکان ! از کدام نیت مفسدانه بعثت اسلامی سخن بگویم که برای ملت لال و کر و کور ، همان به که زبان در کام کشیم که جاهل به فقر علمی خود غیور است و فرمان زبان بریدن داده است . او بعثت امت اسلامی بازیابی هویت مسلمانان است رسا، سرویس سیاسی ـ عضو حقوقدان شورای نگهبان با اشاره به ویژگی های بعثت امت اسلامی گفت: حرکت و خیزش جهان اسلام و استفاده از همه توانمندی ها، وظیفه فرهیختگان و نخبگان جامعه اسلامی است. حجت الاسلام والمسلمین عباس كعبی، عضو حقوقدان شورای نگهبان در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت بعثت امت اسلامی در دوران کنونی، دوره های تاریخی مدیریت و رهبری در اسلام را پنج مرحله عنوان کرد و گفت: اولین مرحله از رهبری در اسلام، مربوط به بنیان گذاری و تأسیس حکومت اسلامی و همان دوران نبوت پیامبر(ص) است. انتهای خبر // خبرگزاری رسا //www.rasanews.com |
صواب
مهربان
درود بر شما
وقتی بدنیا آمدم ، به عربی کلماتی در گوشم بلغور کردند که نه من فهمیدم و نه گوینده سخن . از کلماتش جیزی نمی دانست ! فقط می دانست که « صواب » دارد و نمی دانست که « صواب » دارد یعنی چه ! گاه صواب را با برکت جابه جا می کردند و باز نمی دانستند برکت چیست ! اما باور کرده بودند که برکت یعنی زیاد شدن و گذشت تا با پرچم ها و بیرق های سیاه آشنا شدم و روزهای مرگ و عزا و بلندگوئی هائی که به زبان عربی کلمات را بلغور می کردند و در سایه پادشاه اسلام پناه زندگی را آغاز شد !
مسلمان بودیم و نمی دانستیم که مسلمان بودن یعنی چه و نماز خواندیم و نمی دانستیم نماز خواندن یعنی چه و وردهائی را آموختیم که نمی دانستیم یعنی چه و قرآن می خواندیم و نمی دانستیم قرآن یعنی چه و بسیار در ندانستن ها درمانده بودیم و هر سئوالی که می کردیم ، خط قرمزی بدور آن می کشیدند و بسیار شنیدیم که ما موجودات پست و بی مقدار زمینی نباید در مورد انسانهائی از تبار عرب و جحودی که تاریخ از ننگ وجودشان به رنگ خون در آمده ، تحقیق و کنکاشی کنیم و باید بپذیریم و این پذیرش نامش « ایمان » است و مومنین کسانی هستند که سئوال نمی کنند و شک نمی کنند و اگر خواندند که امام زمان از ران مادرش بدنیا آمده و برای بدنیا آوردنش « ماما » از آسمان فرستاده شده و از زندگی اش هیچ نشانی باقی نمانده ، در پنج سالگی در چاه فرو رفته ، باور می کنند و هرگز سئوال نمی کنند که ..................
با ایمان بزرگ شدم و در رهگذر زندگی و مجاهدت با نام دکتر شریعتی و خمینی آشنا شدم و در کتاب هائی که نباید از معنا و بارشان سئوالی می کردم غرق شدم و بیست و دو سال گذشت ، شاهنشاه اسلام پناه رفت و خمینی اسلام خواه آمد ، در حالی که نمی دانست اسلام ، خوردنی است یا بردنی و اسلام را برد !
این سخن « برد » دارای بار معنائی و تفسیر است و مهم اصل « برد » است . خمینی که اسلام را برد ، من اسلام را باختم و خمینی که اسلام را برد ، قفل و بند از من باز شد و همه خطوط قرمز را در نوردیدم ، هر جا که پا گذاشتم اثری از رد پای خدا آن جا بود و به خود آمدم دیدم در دوران « ایمانی » انسانی بوده ام « حیوانی » .
آن حیوان جاهل و نادانی بودم که باور کردم خداوند بی نیاز برای دفع نیاز خودنمائی ، به ارسال یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر درمانده و ناتوانی که جز به خونخواری و جنایت اجباری نیافتند و در این مسیر جز ننگ و نکبت برجای نگذاشتند ، قیام فرموده .
پیام آورانی که سلاح برندهشان ، خدا بود که در ناپیداها حکم بر تائید جنایات می داد و مؤید این احکام « ذهن » پیامبرانی که برجسته ترین و کامل ترین آن ها « محمد » ، از حق ارتباط با خدا محروم بود و واسطه بین خود و خدا را شخص « گبرئیل » معرفی کرد که مردی از سرزمین مردم مؤمن به « جبر سرنوشت » که باور داشتند : « این جهان کوه است و فعل ما ندا ، سوی ما آید نداها را صدا » وباور داشتند پیشانی نوشت و محتوم بودن سرنوشت را !
« جبریون » در باور پیشانی نوشت ، بر این عقیده بوده اند که :
(« خداوند خدا در نهاد خلقت چنین برنامه نویسی کرده است که : هر پندار و گفتار و کردار ما مانند ، فرمانی است که یک کاربر رایانه از طریق کیبورد به سیستم خود منتقل می کند و در پی هر فرمانی ، برنامه ای را به حرکت در می آورد و حرکت نرم افزارها همان ، عکس العمل هائی است که طبیعت بر سر راه زندگی مردم قرار می دهد که قضا و قدر هم نامیده شده است و امور خارج از اراده، خواست و پیش آمد را به« جبر خداوندی » نسبت می داده اند و برای اتفاقات خوب و بد نایب و جانشینی بر خداوند فرض کرده و گردش امور عالم را در دستان خلفاء خدا باور داشته اند . »)
« گبر » ها باور کرده بودند که خداوند در یک تجلی هستی را آفریده ، به نواب خود سپرده و به عالم تجرد بازگشته است و بزرگی از آن اوست که جز در خویشتن خویش نیست که از یک تجلی چنین آتش عظیمی ( بیگ بنگ ) هستی را سبب شد که اگر بیش از یک تجلی به خویش نگریسته بود خود نیز به آتش عشق خویش ، بر خاکستر خویش فرو گشته ، خلقی پدیدار نمی گشت !
پیامبران اسرائیل مردمی از سرزمین « دیوا پرستان » ، لعنت و دور کرده شده بودند که در بیابان ها به راهزنی و غارتگری اشتغال داشته اند . مردمی چادر نشین که به زعم پیروانشان ، خداوند در بیش از یک تجلی برای تک تک مردمشان پیامبری می فرستاده و در همه تاریخ این قوم و افرادش را به راه راست هدایت می فرموده و در حقیقت آب در هاون می کوبیده و خاتم پیمغبرانش که از محدوده بنی اسرائیل خروج کرده ، امتی را پدید آورده که همه راه و دینشان اثبات وجود پیامبرانی است که همتشان اشاره به « خدا » بوده است و در این راه از امامان و امامامزادگان بی شمار و نسل و نتیجه ای روز افزون بهره گرفته اند که نمونه های بارز آن برای مردم ما سید ابوالحسن بنی صدر بود و امام و جانشین برحقش که ولی مطلق خداوند بر روی زمین است اما از خدای بری و با خدا کاری ندارد .
همت او بر شناساندن دوازده امام تشیع صفوی و اثبات پنج و چهارده است که خداوند نشانه اش را در دستان انسان کارسازی کرده که از پنج انگشت و چهارده بند تشکیل شده !
از خدا آثار و نشانه ای به این قوم نرسیده است ، اما بسیار افراد و اعمال را به خدا نسبت می دهند و چون از خدایشان می پرسی ، اثری از وی نمی یابند و « جبراً » برای خود خدائی زیبا روی با دستانی قدرتمند و پاهائی بلند که در لحظه می تواند در ذهن انسان های ناسپاس محدود شده و سخن ها را بشنود و اعمال را ببیند و خدای ایشان بیشتر جادوگر است تا دانشمند ! خداوند نابخشنده و نامهربان !
خدای را چنان باور دارند که بر مردگان خود عزا می گیرند و حکم آزادی و رهائی که با مرگ امضا می شود را مذموم می شمارند و گاه بر خدا اعتراض می کنند که چرا ؟
ایرانیان هم چون کوروش بزرگ بر این باور بوده اند که مرگ ، حکم آزادی بندگان است از تبعید و فراخوانی ، از خداوند در بازگشت به زادگاه و میهن اصلی و خاتمه ای بر اجبار تحمل جسم و رنج ! و بر رفتگان خویش لباس سپید به تن می کرده اند و ورود « مرده » خویش به بهشت را جشن می گرفته اند .
پرستندگان دیوا و پیروان ابلیس ، بر « رفتگان » خویش عزا می گیرند و می دانند که به جای خوبی نرفته است و بیشتر که از حوصله خارج است و این مردم نخواهند فهمید و سپاس نخواهند گذاشت ، این هستی را به شادمانی و سرور و ستایش .
اگر تا این جا همراه بوده ای عزیز ، از تو سپاس گزارم و بدان که داغ ایران به جگر دارم و این مردم مرده پرست ، بیگانه جو و خودکم بین که بدریوزه به درگاه مکتب های سرخورده پناه می برد و این روزگار که بار دیگر در روزهای اوج مبارزات مردم ایران بر علیه ستم و غارت که نوید پیروزی از در و دیوار کشور و از سر و روی مردم می بارد و این تضاد دوباره بین راه ایرانی و مردم ایران !
آیآ باید خود را برای مبارزه ای دیگر و علیه ستمگرانی دیگ آماده کنیم و سی سال گرفتار تعصبات جدید ، وردها و خرافه هائی در قالب هائی نوین ؟
میلی به نوشتن ندارم .
او