تبلیغات
سه  ماه یکصد هزار  امضا به پارلمان اروپا رهجویان گمنام
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز : جمعه 15 آذر 1387

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

جمعه 8 شهریور 1387
خزان رمضان در راه است ، فرزندان مان را دریابیم ! از خزان روس غافل نشویم !

 

مهربان

درود بر شما

ایران هم چون برگی خزان زده در دستان باد و میانه کویر گرفتار ابلهانی است که هر چه ابله تر نمودن را ، زینت و نادانی را مدال فرض نشان می دهند . مسلمانند ، از کنار « دین » می گذرند ، صوت قرآن پخش می کنند و به کلام قرآن توجهی نشان نمی دهند ، نذر و نیازی باج می دهند و با معصومین‌شان از کنار می گذرند .

می گویند در صحن حرم مطهر  ، جنب درب نقاره خانه دفتر دلالی محبت باز شده و تابلوهای تبلیغات و برچسب قیمت زده اند ! عصبانی می شود و ومیگوید که ما را با امام چه کار و به ما چه مربوط که چه می کنند و نمی دانی به غیرتش برخورده ، یا به اعتقادش !

به خودت می گوئی اگر غیرت است که باید بشورد که چرا ؟ چه کس ؟ به کدامین جرات ؟ یا بگوید در دین مبین اسلام ارتباط و ازدواج بسیار آسان گرفته شده و برای سهولت در ارتباط ، قرارداد  های  زمانی بین ارتباط جویان بسته می شود و به قیمت مهریه ای ، شناخت مفیدتری بین طرفین ایجاد می گردد که می تواند منجر به عقد قراردادهای طولانی تری گردد و روابط بین مردم جواب گوی نیازهای طبیعی فرزندان « آدم + شیطان + هوا » باشد و خداوند حق انتخاب « راه » را برای فرزندانش محفوظ نگاه داشته که در گذر زمان با تسلط « دیو » ها بر دفاتر و دیوان ، در مقام نویسندگان قانون ، استثمار و استعمار و استحمار دوام و کلفتی یابد و بهره کشی و خرسواری مستدام گردد که رعیت را چه به شعر و شعور ؟

برادران و خواهران با ایمان ، مسلمان ، معتقد و شیعه من !

عزیزانی که دین نمی دانید ، اما باور عمیقی نسبت به دین دارید ! شما که قرآن نمی دانید ، اما قرآن در لایه های عمیق تر باور شما خود نمائی می کند و تقریبا  به زور به دیگران می باورانید که باور شما بر حق است و باور های عجیب تری که در حوصله این گفتار نیست .

ماه مبارک رمضان سال های بسیار مدیدی است که گل های زندگی را چینده به دست خزان می سپارد و در این شب های مبارک و شب های عزیز احیاست که آلودگی ها منتشر می شود و دختران و پسران  بی شماری بی سیرت می شوند و آینده شان در طوفان رنجش ها در طول زندگی رخساره ای زشت بر صفحه روزگار به نمایش می گذارد و رفتارهای زشت را خلق می کند و زمینه کشت دود و دمی را فراهم می آورد تا به انتظار مرگ فرزند روزشماری کنیم و یا  سعید امامی ها را پشت میز انتقام بنشانیم و به وجودشان در مناسب حکومتی فخر بفروشیم .

گرفتاری ها بی شمار است و پارسی زبان ها در سراسر جهان در چنبره جهل و نادانی به گرد خویش می رقصند و خود نمی دانند به کدام ساز می رقصند و تنها می دانند که باید برقصند !

بارها اشاره کرده ام که سیاست تدوین شده آینده جهان را نه راسای جمهور و رهبران کشورها در سراسر جهان که ایشان به تمامی پست تر و کوچک تر از آنند که بتوانند در برابر سیاست گزاران جهان سر بلند کنند و اسمی از خود ببرند .

پرویز مشرف حق دارد بماند و با کشتار میلیونی از مردم پاکستان هر روز بر دایره وحشت مردم افزوده و پایه های قدرت خود در نگرشی خمینی گونه را مستحکم تر کند ! اما نه در روزگاری که منافع سیاست سازان اقضای رفتنش را داشته باشد و پوتین و از پوتین گنده تر بوش ، صدر اعظم آلمان و یا رهبر ایران ! این ها همگی خدمه کارخانجات اسلحه سازی های جهانی هستند که امروز درمانده اسلحه های تولید شده در انبارها هستند و همین موشک ها که امثال ایران در آرزوی داشتن و ساختنش هستند روی دست آنها باد کرده و همین گرفتاری وادارشان می کند تا سومین جنگ مرگ بار بشری را تدارک ببینند و در این رهگذر از حیوانات بزغاله صفت و نادانی استفاده کنند که به اندازه .......استغ لا صل علی و خداوندا ، آرامشی عطا فرما تا بپذیرم ، آن چه را که نمی توانم تغئیر دهم ، شهامتی تا تغئیر دهم ، آن چه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو  را بدانم . آمین .

همان گونه که مواد مخدر ستون مقاومت جمهوری اسلامی است ، جنگ سرد ستون ماندگاری آدمخواران و آدم کشان زمین است .

آنان تصمیم گرفتند که دویست میلیون اروپائی از روسیه جدا گشته و  به دامان مادری بازگردد و در عوض روسیه سیصد میلیون از مردم منطقه خاور میانه و آسیا را ببلعد . گاو آهن روسیه برای کشت و برداشت این تقسیم بندی جدید به نفع تداوم جنگ سرد و بخشیدن روح حیات به کارخانه های اسلحه سازی با آمار کشتارهای بیشتر ........

بله عزیزان امروز روسیه در گرجستان عهد نامه آتش بس امضا می کند و به راه خود ادامه می دهد و اروپا و امریکا جنگ زرگری براه می اندازد و سنگ های بزرگ تری را نشان میدهد که نشان از نزدن دارد و بهمین گونه در مورد جمهوری اسلامی ایران که با آغوش باز دردامان روسیه ، سر تعظیم فرو کرده است .

او

نوشته شده توسط علامه ساعت 02:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

سه شنبه 5 شهریور 1387
باید نوشت ؟

مهربان

درود بر شما


آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنانی که متن کامل آن یکشنبه شب منتشر شد از محمود احمدی نژاد،
رییس جمهوری این کشور خواست تا برای پنج سال آینده برنامه ریزی کند.
 این اظهار نظر صریح رهبر ایران خطاب به آقای احمدی نژاد که در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بی سابقه است
 از سوی دفتر آیت الله خامنه ای بر روی سایت اینترنتی وی قرار گرفت و خبرگزاری جمهوری اسلامی،
ایرنا، به فاصله کمی آن را انتشار داد. اما ساعاتی پس از قرار گرفتن این خبر بر روی سایت ایرنا،
که در رسانه های خارجی نیز بازتاب یافت، هم سایت رهبر ایران و هم خبرگزاری جمهوری اسلامی اقدام به حذف آن کردند.
انتشار متن کامل اظهارات آقای خامنه ای در ستایش از دولت نهم و لزوم برنامه ریزی آن برای پنج ساله دوم در حالی صورت می گیرد که گروه ها و احزاب مختلف سیاسی در ایران
به مناسبت های مختلف در باره انتخابات سال آینده ریاست جمهوری اظهار نظر کرده و از تلاش جدی خود برای معرفی نامزد انتخابات خبر می دهند.

دوستان بزرگواری که سخاوتمندانه پایداری کردند و خبر می دادند که چشم به راه نوشته های جدیدی از من هستند ، که تعدادشون خیلی  کم هست و من کوچکتر از آنم که اگر نوشته هایم یک خواننده داشته باشد برای او ننویسم و اگر وقتی برای شنیدن داشته باشد برایش نگویم ؛ اما روی سخن به ملتی که به اخلاط خونی آلوده شده و حقیقتا از میهن سرزمینی به جهان سرزمینی قدم گذاشته که به گفته بزرگ تاریخ شعر و ادب و خبر ، فردوسی بزرگ : « نه ترک و نه دهقان ، نه تازی بود » چه گونه بنویسم برای « سید قوچعلی اسکندری » که معلوم نیست از کدام تیره و تبار است !مسلمان است ؟ ترک است ؟ عرب است ؟ رومی و از تبار اسکندر است ؟ در ایران چه می کند و این بشکه تعصب های قومی و دینی ، چرا از تعصب سرزمینی خالی شده و به هر چیز جز ایران می اندیشد و تعصب بخرج می دهد !

بارها نوشته ام روزگار غریبی است و این جمله مرتب بر لوح نظرم نقش می بندد که ، روزگار غریبی است و مردم ، مردمی غریب تر . مردمی که از غم غربت و تنهائی در اول راهه زندگی از میان می روند و به سرای  باقی شتافته و در جوار رفیق اعلی به آرام می رسند به ضمانت چهارده معصوم و یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر و دین اسلام !

آیا نمی بینی که در میان متعصبان دینی در کشور رتبه اول را فروشندگان و مصرف کنندگان مواد مخدر به خود چسبانده اند و هم اکنون بعد از گذشت مدتی از تولد آقا امام زمان که گویا بدرخواست جناب احمدی نژاد قرار است خودش و یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر و حداقل همراه هر کدام دوازده حواری و معصوم و خدم و حشم و کارگر و آشپز و استرچی و آهنگر و چلنگر و من فکر می کنم که بلال هم با خودشون بیاورند و قرار است که آقا یک شمشیری دستش بگیرد که اتوماتیک عمل می کند و خود شمشیر خوب ها را از بدها جدا کرده و گردن میزند و شکر خدا از مردم زمین تعداد خیلی کمی گردن زده می شوند .

قاچاقچی ها به واسطه یک چشمک حسین بن علی که سرمایه های تکایا و دیگ ها را فراهم می کردند و بازاری ها که مساجد را پشتیبانی می کردند و بدختران محتاج جهیزیه می دادند و به نصیحت آخوندها به کارهای خیر هم رسیدگی مالی می کردند و سرمایه داران که هر سال در روزهای بخصوص نذوراتی در بین مردم پخش می کنند و هستند در بین این عزیزان که گوسفند و گاو زنده را به مراکز نیازمند در راه خدا و انفاق محمدی ایثار می کنند ، را به راحتی شناسائی کنی وبا این نشانی دوستان و عزیزان مصرف کننده و واسطه های جزء چنانچه بخواهند ارتباطی با اشخاص معتبر و صاحب نفوذ می توانند همین الان از خانه بیرون رفته و ریسه های برق برقی بقول دخترم ، را پی گیری کنند و مطمئن باشند که هر سر این نخ ها به پنجره یک دزد ، یک قاچاقچی و یا یک کلاهبردار و خونخوار بازاری وصل است ، که نزدیکی به این بزرگواران ظاهرالصلاح شاید بتواند در ازای تاراج ناموس به نان و نوائی رسید . این ها مؤمنین هستند و خانه شان دارالمؤمنین ! من که از خرید یک جفت جوراب دچار سختی می شوم که نمی توانم خرج حسن و حسین و امام زمان کنم ! این خرج ها را باید محمد غربتی و مصطفی گدا کنند که مواد مخدر تو دست و بالشون مثل نقل و نبات می چرخه و شکر خدا که هم حسین و هم حسن و کلا معصومین هم به داد این ها می رسند و هر روز بر دایره نفوذشان می افزایند و یا رضا قاسم که برخلاف احمد لولو که بتازگی در اوج مصرف مواد و قبل از چهل سالگی در حالی که هنوز آرزو داشت خدیجه ثروتمندی سر راهش قرار گیرد و از این بدبختی و نکبت نجاتش بدهد ، از دنیا رفت و در جهت تبریک و شادباش به شیطان هنوز بر سر در منزلشان پارچه های سیاه و پرچم شیاطین در اهتزاز است ، روز به روز جوانتر می شود و شنیده ام که قریب به دو دهه است که تریاک نجوشانده و از آشغال صاف شده مصرف نکرده و البته با این سیخ و سنگ و از این آشغال هاهم مصرف نمی کند ، چراغی دارد و نی دوده ای ! من و  خامنه ای و دکتر شریعتی می دونینم  که نی دوده چه ترکیب و ساختمانی دارد و چه بازده و عملکردی !

تازه محمد و سیزده معصومش نتوانستند به مردم بفهمانند که ما هم مثل شما از مردم عادی هستیم و هم چون شما می خوریم و می ری*یم و می کن*یم و بریم و تنها از یک رمز و رازی در خلقت آگاهی یافته ایم که می گوئیم بشر بهتر است این طور به هستی نگاه کند و همه این قصه ها و افسانه و جنگ بین هفتادو دو ملت همین یک طریقه نگاه کردن به هستی است و بس ! نه مقدس است و نه می تواند مقدس باشد که در این هستی فقط چهار فرشته خداوند مقدس و تقدیس کننده هستند اگر زبان فارسی نمی فهمی عربی گفتم که بدبختانه ، نه فارسی می دانی و نه عربی ! نه در حدی که بگوئی نه از رومم نه از ترکم و از حقوق هیچ بودن ها تحمل سروری پست ترین ها بر امور عالم است .

او

نوشته شده توسط علامه ساعت 05:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در سه شنبه 5 شهریور 1387 و ساعت 10:08 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 3 شهریور 1387
دست خدا تو کاره ، باور نداری ببین

دست خدا تو کار بوده ؟
یا گارد ریل بفریاد رسیده ؟
شاید راننده ، ماهر بوده !
اما از شانس هم نباید غافل شد !
یا از نذر و نیاز و توسل !
مهم اینه که به خدا  ربط داده نشه !
چرا ؟
چون دین به خدا ، بدهکاری خطرناکی بحساب میاد !
حالا داوری کن .

نوشته شده توسط علامه ساعت 04:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 3 شهریور 1387
چند درس مهم


نخستین درس مهم - زن نظافتچى
 
من دانشجوى سال دوم بودم. یک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال این بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چیست؟»
من آن زن نظافتچى را بارها دیده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا باید می‌دانستم؟
من برگه امتحانى را تحویل دادم و سوال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجویى از استاد سوال کرد آیا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟
استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسیارى ملاقات خواهید کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شایسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنید لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد.
من این درس را هیچگاه فراموش نکرده‌ام.
 
 
دومین درس مهم- کمک در زیر باران
 
 
یک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، یک زن مسن سیاه پوست آمریکایى در کنار یک بزرگراه و در زیر باران شدیدى که می‌بارید ایستاده بود. ماشینش خراب شده بود و نیازمند استفاده از وسیله نقلیه دیگرى بود. او که کاملاً خیس شده بود دستش را جلوى ماشینى که از روبرو می‌آمد بلند کرد. راننده آن ماشین که یک جوان سفیدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته باید توجه داشت که این ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنش‌هاى میان سفیدپوستان و سیاه‌پوستان در آمریکا بود. مرد جوان آن زن سیاه‌پوست را به داخل ماشینش برد تا از زیر باران نجات یابد و بعد مسیرش را عوض کرد و به ایستگاه قطار رفت و از آن جا یک تاکسى براى زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى شود.
 
زن که ظاهراً خیلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسید. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ در برخاست. با کمال تعجب دید که یک تلویزیون رنگى بزرگ برایش آورده‌اند. یادداشتى هم همراهش بود با این مضمون:
«از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کردید بسیار متشکرم. باران نه تنها لباس‌هایم که روح و جانم را هم خیس کرده بود. تا آن که شما مثل فرشته نجات سر رسیدید. به دلیل محبت شما، من توانستم در آخرین لحظه‌هاى زندگى همسرم و درست قبل از این که چشم از این جهان فرو بندد در کنارش باشم. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی‌شائبه به دیگران دعا می‌کنم.»
            ارادتمند        
خانم نات کینگ‌کول
 
 
 
سومین درس- همیشه کسانى که خدمت می‌کنند را به یاد داشته باشید
 
در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
 
- پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟
 
- خدمتکار گفت: ٥٠ سنت
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید:
- بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت:
- ٣٥ سنت
- پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت:
- براى من یک بستنى بیاورید.
خدمتکار یک بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریه‌اش گرفت. پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود.
 
یعنى او با پول‌هایش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برایش باقى نمی‌ماند، این کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود.
 
 
چهارمین درس مهم- مانعى در مسیر
 
در روزگار قدیم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در یک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قایم شد تا ببیند چه کسى آن را از جلوى مسیر بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسیدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسیارى از آن‌ها نیز به شاه بد و بیراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هیچیک از آنان کارى به سنگ نداشتند.
 
سپس یک مرد روستایى با بار سبزیجات به نزدیک سنگ رسید. بارش را زمین گذاشت و شانه‌اش را زیر سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ریختن‌هاى زیاد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزیجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگیرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کیسه‌اى زیر آن سنگ در زمین فرو رفته است. کیسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و یادداشتى از جانب شاه که این سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستایى چیزى را می‌دانست که بسیارى از ما نمی‌دانیم!
«هر مانعى، فرصتى �=

---------------------------------------

خوشبخت ترین فرد كسی است كه بیش از همه سعی كند دیگران را خوشبخت سازد.. اشو زرتشت

نوشته شده توسط علامه ساعت 12:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ پراکنده ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari